بیوگرافی بابک تیغه
بابک تیغه نوجوان رپری است که دو نوع زندگی مختلف را همزمان تجربه می کند: شرارت در رپ و خجالت در زندگی روزمره ! تیغه که 20 سال دارد ، به امید بیان کجیهای اجتماع پیرامونش ، شاگرد اولی در المپیاد ریاضی را رها کرد تا شاگرد اول دنیای رپ باشد.
تیغه را با لباس های گشاد مخصوص رپر ها می شناسیم . کم حرف ، سر به زیر و بسیار خجالتی. مدتی طول می کشه تا با یه غریبه صمیمی شه .
تیغه، کارش را دو سال و نیم پیش آغاز کرده است ، خود را صاحب کلامی به برندگی " تیغ " معرفی می کند و در پاسخ به اولین پرسش، در مورد دلیل " تیغه " نام گرفتنش می گوید : اوایل که وارد جمع رپ خوانها شده بودم ، جلسه ای تشکیل دادیم ، با حضور هیچکس ، تتلو و بقیه بچه ها . هر کس یک نام برایم پیشنهاد میکرد ، تتلو نام " تیغ" را بر روی من گذاشت ولی هیچکس آن را به " تیغه " تبدیل کرد و من نیز پذیرفتم .می گوید : برای من شانس بسیار بزرگی بود که بر حسب اتفاق وارد رپ پارسی شده و بعد با مطرح های دنیای زیر زمین همصدا شوم . اصلا همین همکاری ها باعث شایعاتی هم شد . مثلا می گفتند من به بچه ها پول می دهم تا با من بخوانند و باعث پیشرفتم شوند و از این دست مسایل ... در طول این مدت کوتاه همکاری ، نزدیک به هشت ترانه ی مشترک اجرا کردم سکوت : از بشقاب تا طلای سیاه
همکاری بابک با " ۰۲۱ " چندان دوام نمی آورد . تیغه پس از نیم سال پرکاری ، به ناگهان غیب می شود و تابستان پر کارش را با پاییز بسیار کم کارش جبران می کند . عدم حضور او باعث قوت گرفتن این شایعه می شود که دیگر قصد خواندن ندارد . تیغه ، این غیبت طولانی خود را " اشتباهی بزرگ " توصیف می کند و پیرامون دلایلش می گوید : درس و تلاش برای دیپلم گرفتن ، یکی از همین دلایل بود ، اما مهمتر از آن ، تبدیل شدنم به " آلت دست " و توپی بود که در زمین رپ پارسی مدام سر میخورد . متاسفانه ، در رپ پارسی ، بین بچه ها قهر و آشتی زیاد هست . یک روز با هم دوستیم ، فردا با هم رقیب ، پس فردا با هم قهر . من قربانی همین " قهر و آشتی ها " شدم . وقتی با هم قهر می کردند ، مثل توپ مرا پاس می دادند . برای همین " سکوت در فصل سرد " را ترجیح دادم .
سکوت شش ماه تیغه ، در پایان سال ۱۳۸۵ ، با سالروز ملی شدن صنعت نفت ، می شکند و " طلای سیاه " در حمایت از دکتر محمد مصدق ، توسط بابک ساخته و خوانده می شود : طلای سیاه ، یه جورایی ، آغاز ترانه های تکی من هست . ترانه هایی که دیگر کسی با من هم صدا نیست و هر آنچه هست ، از خودم است . طلای سیاه ، اعتراضی است به جنگ بر سر نفت . اعتراض به وقتیست که ارزش " طلای سیاه " از جان آدم ها بیشتر می شود